خاطرات
سلام ما اومدیم
خیلی وقتکه درست و حسابی مطلب نمبذارم برای اینکه عکس هام رو تبلت بود من اصلا حوصله نداشتم بریزم ولی الان شکر خدا الان حوصله کردم و ریختم احالا میریم سراغ عکس ها ![]()

عکس دونفره خوشمل های من بندر عباس![]()

ابنجا هم شیراز هستش این عکس مال خیلی وقت پیش ولی چون رو تبلت بود نتونستم بریزم![]()

اینجا هم شیراز کنار گلها فاطمه خانوم![]()

اینجا هم فاطمه خانوم مشغول مطالعه هستن ![]()

اینجا هم فاطمه تو گرمای شیراز مشغول اب بازی![]()

واین هم پاهای امیر رضا خان که خیلی هم خوشمل افتاده ![]()

الهی قربون خندت بشم من دورت بگردم ![]()

بالاخره بعد از تلاش های بسیار اقا امیر رضا راضی به گرفتن پستونک شدن ![]()

فاطمه خانوم مشغول اب دادن به بامبو عاشقتم ![]()

واین هم یک عکس مثلا هنری![]()

فاطمه خانوم کنار باغچه ی خونشون

اینجا هم رفتن به یکی از مکان های دیدنی که اسمش تو خاطرم نیست

الهی دورت بگردم تو این عکس مامان میگه خیلی شبیه دایی شدی![]()

و این هم عروسی که فاطمه خانوم رفتن ارایشگاه و موهاشون رو درست کردن

اینجا هم فاطمه کنار کادو های تولدش واستاده

و این هم یکسری عکس هنری دیگر

و فاطمه خانوم در جشن عقد کنون دختر عمشون که کیف قشنگشون هم جایزه گرفتن
واین هم اخرین پست این مطلب خیلی ممنونم که تا اینجا من رو یاری کردین و برای ما وقت گذاشتین در پناه خداوند متعال باشید![]()
![]()



خاطرات 

